مرضيه محمدزاده
1265
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
آمد بلرزه گُنبد گردونِ نيلگون * خيل مَلك ز پَرده نمودند سر برون ديدند پارهپاره فتادست پيكرى آه از دمى كه پرتو چشمان بو تراب * گفتا بيا به ياريم اى شاه با شتاب تا در بَرش رسيد شهنشاه مُستطاب * مه را به خاكِ تيره نگون ديد آفتاب زان صحنه شاه كرد به پا شور محشرى گفتا كه خم شد از غمِ هجرت مرا كمر * اى سرو راست ديده گشا و به من نگر آمد زمان وصل مرا و تو را به سر * آخِر تو را چگونه توانم كِشم به بَر دستت ز تن جداست ز كين ستمگرى ( قاضى ) هر آنكه اشك فشاند به خاك او * يا توتياى ديده كند خاكِ پاك او يا شرح غم دهد ز تنِ چاك چاك او * آرد به ياد حالت اندوهناك او دارد به صبح و شام دلِ پُر ز آذرى